علي محمد ميرجليلى

54

وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )

سرانجام شفاى خود را در قرآن و سنّت مىيابد ، نه در سخنان اصحاب علوم مختلف : من امور مختلف را تجربه كردم و ظلمت و نور را امتحان نمودم ، اكنون بطلان سخنان گروهى از اصحاب الفضول ( علوم بىفايده ) كه چشم خود را بسته و قرآن و سنّت را كنار گذاشته‌اند را درك مىكنم . آنها بدعت‌ها و تحريف‌هايى ايجاد نمودند . « 1 » در فقاهت ، فيض در آغاز جوانى به شيوهء اجتهاد اصولى معتقد بوده است ، لذا در كتاب « معتصم الشيعة » « 2 » و « مفاتيح الشرايع » به شيوهء اصوليين به استنباط احكام مىپردازد . فيض در اين برهه از عمر خود تحت نفوذ اساتيدى چون شيخ بهايى است كه از مجتهدين و اصوليين به نام شيعه محسوب مىشود . در همين عصر جوانى است كه كتاب « نقد الاصول الفقهيه » را كه خلاصه‌اى از اصول فقه است مىنويسد . اين كتاب اولين نوشتهء فيض محسوب مىشود . « 3 » لكن پس از ملاقات با ملّا امين استرآبادى « 4 » در مكّه معظمه و مطالعهء كتاب « الفوائد المدنيه » تأليف استرآبادى تمايل بيشترى به فقاهت به شيوهء اخبارى در فيض پيدا مىشود و خود او به اين مطلب اشاره مىكند : هو [ استرآبادى ] الفاتح لنا هذا الباب و هادينا الى سبيل الصواب . « 5 » البته ممكن است اين جمله اشاره به اين مطلب باشد كه اول كسى كه به طور عينى

--> ( 1 ) . ده رسالهء فيض ، رسالهء الانصاف ، ص 185 . ( 2 ) . اين كتاب را در سن 22 سالگى در عنفوان جوانى نوشته است . الذريعه ، ج 21 ، ص 210 ؛ فهرست‌هاى خودنوشت فيض ، ص 76 و 249 . ( 3 ) . فهرست‌هاى خودنوشت فيض ، ص 89 . ( 4 ) . وى مجدّد مسلك اخبارى گرى در قرن يازدهم هجرى قمرى بوده‌است . ( 5 ) . رسالهء « الحق المبين » كه به ضميمه « الاصول الاصلية » چاپ شده ، ص 12 .